ترجمه "disappointed" به فارسی
تلخ کام, مایوس, محروم بهترین ترجمه های "disappointed" به فارسی هستند.
disappointed
adjective
verb
دستور زبان
Defeated of expectation or hope; let down. [..]
-
تلخ کام
-
مایوس
Not disappointed in him, but in my own feeling; I had expected more.
از بچه که نه، از احساس و عاطفه خودم نسبت به او مایوس بودم.
-
محروم
-
ترجمه های کمتر
- نااميد
- ناامید
- نامراد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disappointed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disappointed" با ترجمه به فارسی
-
مایوس کننده · یاس اور
-
بوری · خیطی · دلسرد کننده · دلسردی · سبب دلسردی · سرخوردگی · مایه ی ناامیدی · نا امیدی · ناامیدی · ناکامی · ناکامیابی · نومیدی · نومیدی شکست · پکری · یاس
-
(نقشه و قصد و غیره) ناکام کردن · با شکست مواجه کردن · برنیاوردن · برهم زدن · بور کردن · تو ذوق کسی زدن · خیط کردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · مایوس کردن · ناامید کردن · ناکام کردن · پکر کردن
-
مایوس کننده · یاس اور
-
(نقشه و قصد و غیره) ناکام کردن · با شکست مواجه کردن · برنیاوردن · برهم زدن · بور کردن · تو ذوق کسی زدن · خیط کردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · مایوس کردن · ناامید کردن · ناکام کردن · پکر کردن
-
مایوس کننده · یاس اور
-
مایوس کننده · یاس اور
-
(نقشه و قصد و غیره) ناکام کردن · با شکست مواجه کردن · برنیاوردن · برهم زدن · بور کردن · تو ذوق کسی زدن · خیط کردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · مایوس کردن · ناامید کردن · ناکام کردن · پکر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن