ترجمه "disappeared" به فارسی

مفقود ترجمه "disappeared" به فارسی است.

disappeared adjective verb دستور زبان

(often of a political dissident) Caused to disappear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفقود

    adjective

    The disappearance of Mazarin was not as yet generally known.

    در آنجا مفقود شدن مازارین را کسی نمیدانست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disappeared " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disappeared" با ترجمه به فارسی

  • غیبت · ناپدیدی · ناپیدایی
  • از بین رفتن · از میان برداشته شدن · برچیده شدن · محو شدن · معدوم شدن · ناآشکار کردن یا شدن · نابود شدن · نامریی کردن یا شدن · ناپدید کردن یا شدن
  • سر به نیست کردن
  • زوال
  • زوال
  • غیبت · ناپدیدی · ناپیدایی
  • غیبت · ناپدیدی · ناپیدایی
  • از بین رفتن · از میان برداشته شدن · برچیده شدن · محو شدن · معدوم شدن · ناآشکار کردن یا شدن · نابود شدن · نامریی کردن یا شدن · ناپدید کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "disappeared" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه