ترجمه "discontinuity" به فارسی

ناپیوستگی, انفصال, ایستایی بهترین ترجمه های "discontinuity" به فارسی هستند.

discontinuity noun دستور زبان

a lack of continuity, regularity or sequence; a break or gap [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپیوستگی

    noun

    Now discontinuities are a nuisance,

    حالا ناپیوستگی ها یک مزاحمت است،

  • انفصال

  • ایستایی

  • ترجمه های کمتر

    • بریدگی
    • گسستگی
    • وقفه
    • ایست
    • فاصله
    • (ریاضی) ناپیوستگی
    • عدم تداوم
    • نداشتن انسجام
    • نداشتن رابطه ی منطقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discontinuity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discontinuity" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) قطع اقدام قانونی پیش از محاکمه (به دستور دادگاه یا به میل شاکی) · اختلال · انقطاع · ایستایی · دست کشی · عدم تداوم · قطع · وقفه
  • (از این پس) به کار نبردن یا نکردن · (حقوق) از اقدام قانونی دست کشیدن · ادامه ندادن · بس کردن · بستن · ترک پیگیری کردن · تعطیل کردن · دست نگه داشتن · دست کشیدن · دست کشیدن از · دنبال نکردن · رها کردن · متارکه کردن · متوقف کردن · موقوف شدن · ول کردن · پایان دادن · پیگیری نکردن · گرفتن
  • بدون اتصال · بطورناپیوسته یابریده
  • (زمین شناسی - خط نامنظمی که پوسته ی زمین را از جبه ی زمین جدا می کند) شکاف موهور و چیچ
  • عملیات متوقف شده
  • (ریاضی) ناپیوسته · ادواری · متناوب · نامداوم · ناپیوسته · ناپیگیر · گاهوار · گسسته
  • نوبت کاری ناپیوسته
  • رجوع شود به discontinuance
اضافه کردن

ترجمه های "discontinuity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه