ترجمه "dismember" به فارسی

وابندیدن, (انسان و جانور) دست و پا بری کردن, (کشور) تجزیه کردن بهترین ترجمه های "dismember" به فارسی هستند.

dismember verb دستور زبان

(transitive) To remove the limbs of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وابندیدن

  • (انسان و جانور) دست و پا بری کردن

  • (کشور) تجزیه کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اندام بری کردن
    • بخش بخش کردن
    • بند از بند جدا کردن
    • تکه تکه کردن
    • تکه پاره کردن
    • قطع اندام کردن
    • ناقص کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dismember " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dismember" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه