ترجمه "distinctiveness" به فارسی

اختصاص, تخصص, اختصاصرفتار خاص بهترین ترجمه های "distinctiveness" به فارسی هستند.

distinctiveness noun دستور زبان

the quality of being distinctive, individual or discrete [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختصاص

    noun

    one must make distinctions, and not employ for almost domestic purposes that which is meant for pharmaceutical!

    آخر باید فرق گذاشت و نباید آنچه را که اختصاص به امور دارویی و مسائل داروسازی دارد در کارهای تقریبا خانگی بکار برد.

  • تخصص

    noun
  • اختصاصرفتار خاص

  • رشته اختصاصی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distinctiveness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Distinctiveness
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختصاص رفتار خاص

عباراتی شبیه به "distinctiveness" با ترجمه به فارسی

  • (آواشناسی) disjunctive · بازشناخت پذیر · برجسته · خاص · شاخص · متمایز · مشخص · مشخص کننده · ممتاز · ممیزه · نشانگر · نمایانگر · ویژه
  • افتخار · امتیاز · برتری · برجستگی · بزرگی · تبعیض · تشخص · تفاوت · تمایز · جدا شناخت · درجه · رجحان · سربلندی · عالیجناب · فرق · فرور · فضل · ممتازی · ناسانی · ناهمگونی · نشان · نشان امتیاز · وجه تمایز
  • (شعر قدیم) رنگارنگ · آشکار · بی چون و چرا · تک · جدا · جداگانه · روشن · صریح · قابل تمیز · قطعی · متفاوت · متمایز · مجزا · مزین · مشخص · مصمم · منفرد · ناهمسان · ناهمگن · ناهمگون · هویدا · واضح · پیدا
  • کاربران با کمک میله های کشویی به شخصیت های مشخص و قانع کننده خود ( شخصیت های مورد نظرشان ) سرو شکل میدهند
  • بروجه تمیز · بطورمشخص یااختصاصی · به وضوح
  • شایستگی متمایز
  • (زبان شناسی) شناسمان ناسان نما · خصوصيات · خصوصیت ممیز · مشخصه
  • روشنی · شمردگی · مجزائی · وضوح
اضافه کردن

ترجمه های "distinctiveness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه