ترجمه "distinctly" به فارسی

شمرده, بطورمجزا, بطورواضح بهترین ترجمه های "distinctly" به فارسی هستند.

distinctly adverb دستور زبان

In a distinct manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمرده

    But his voice was perfectly audible, though hoarser than usual, and his words were distinctly pronounced

    اما صدایش کام لا رسا، اگرچه گرفته از معمول بود، و واژهها را شمرده ادا میکرد،

  • بطورمجزا

  • بطورواضح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distinctly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "distinctly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه