ترجمه "disturbance" به فارسی

اختلال, آشفتگی, تشویش بهترین ترجمه های "disturbance" به فارسی هستند.

disturbance noun دستور زبان

The act of disturbing, being disturbed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختلال

    It's a biological disturbance that causes the symptoms you've described.

    این یه اختلال زیست شناختی است که نشانههایی را که توصیف کردی ایجاد میکند.

  • آشفتگی

    noun

    and the disturbance of his mind was visible in every feature.

    در قیافهاش آثار آشفتگی روحی را میشد دیـد.

  • تشویش

    noun

    His eyelids narrowed and his eyes lit with a blazing desire which was quite disturbing to see.

    پلکهایش تنگ شده بود و تمنای آتشین و تشویش آوری در چشمهایش میدرخشید.

  • ترجمه های کمتر

    • بلوا
    • آشوب
    • هیجان
    • ناآرامی
    • نزاع
    • فتنه
    • غوغا
    • ترس
    • اختلال – اشفتگی – ناراحتی
    • به هم زدن
    • درهم ریزی
    • شوریدگی (روانی)
    • مشوب سازی
    • مغشوش سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disturbance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disturbance" با ترجمه به فارسی

  • آزاردهنده · اختلال زا · اذیت کننده · غمزده · مسبب ناراحتی · ناخوشایند · نگران کننده
  • انفجار
  • (آرامش چیزی یا کسی را) به هم زدن · (حرف یا تفکر کسی را) قطع کردن · (ناراحت و نگران کردن) پریشان کردن · (نظم چیزی را) از بین بردن · آشفتن · آشفته کردن · آشوبیدن · آشوردن · توی حرف کسی دویدن · تکان دادن · دردسر دادن · درهم و برهم کردن · زحمت دادن · مزاحم کار کسی شدن · مشوش کردن · مصدع شدن · مغشوش کردن · نابسمان کردن · ناراحت کردن · پریشان کردن
  • دیستربد
  • اشوب کننده · اغتشاش کن · برهم زننده · فتنه انگیز
  • اشفته · مضطرب · ناسازگار · پراشوب · پریشان · پریشان خیال
  • آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي
  • آزاردهنده · اختلال زا · اذیت کننده · غمزده · مسبب ناراحتی · ناخوشایند · نگران کننده
اضافه کردن

ترجمه های "disturbance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه