ترجمه "earnest" به فارسی
مهم, اربون, صادقانه بهترین ترجمه های "earnest" به فارسی هستند.
earnest
adjective
verb
noun
دستور زبان
Ardent in the pursuit of an object; eager to obtain or do; zealous with sincerity; with hearty endeavour; heartfelt; fervent; hearty; -- used in a good sense; as, earnest prayers. [..]
-
مهم
adjective -
اربون
pledge
-
صادقانه
the convinced and earnest tone and look of the moralist who knows that he is right.
درست مثل اخلاقیون موعظه گری که صادقانه به حقانیت خود ایمان دارند.
-
ترجمه های کمتر
- صمیمانه
- مشتاق
- نشانه
- بیعانه
- ربون
- پذیرانه
- پیشداد
- ارمون (بیشتر می گویند: earnest money)
- بی آلایش
- جدی و ساعی
- دارای خلوص نیت و پشتکار
- مهم (در مقابل جزئی یا ناچیز)
- پر اهمیت
- پیش آگهی
- پیش درآمد
- پیش پرداخت
- کوشا و صمیمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earnest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Earnest
proper
A male given name, an occasional spelling variant of Ernest. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Earnest" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Earnest در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "earnest" با ترجمه به فارسی
-
عملیات اراده جدی
-
جدیت · حرارت · شوق
-
پول بیعانه – پیش پرداخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن