ترجمه "earnestness" به فارسی
حرارت, شوق, جدیت بهترین ترجمه های "earnestness" به فارسی هستند.
earnestness
noun
دستور زبان
The quality of being earnest; sincerity; seriousness. [..]
-
حرارت
In his earnestness he had taken her hand.
در آن شور و حرارت، دست جما را به دست گرفته بود.
-
شوق
nounbut the speakers were all desperately in earnest
لکن سخنرانان همه با ذوق و شوق فوقالعادهای سخن میگفتند.
-
جدیت
in despair of keeping pace with her vagaries should have struck his pen in earnest against his paper.
نومید از همراهی با سبک سریهای حافظه، قلمش را با جدیت بر کاغذ فشار میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earnestness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "earnestness" با ترجمه به فارسی
-
اربون · ارمون (بیشتر می گویند: earnest money) · بی آلایش · بیعانه · جدی و ساعی · دارای خلوص نیت و پشتکار · ربون · صادقانه · صمیمانه · مشتاق · مهم · مهم (در مقابل جزئی یا ناچیز) · نشانه · پذیرانه · پر اهمیت · پیش آگهی · پیش درآمد · پیش پرداخت · پیشداد · کوشا و صمیمی
-
عملیات اراده جدی
-
پول بیعانه – پیش پرداخت
-
اربون · ارمون (بیشتر می گویند: earnest money) · بی آلایش · بیعانه · جدی و ساعی · دارای خلوص نیت و پشتکار · ربون · صادقانه · صمیمانه · مشتاق · مهم · مهم (در مقابل جزئی یا ناچیز) · نشانه · پذیرانه · پر اهمیت · پیش آگهی · پیش درآمد · پیش پرداخت · پیشداد · کوشا و صمیمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن