ترجمه "earnestly" به فارسی

جدا, باحرارت, باشوق بهترین ترجمه های "earnestly" به فارسی هستند.

earnestly adverb دستور زبان

In an earnest manner; being very sincere; putting forth genuine effort. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدا

    adjective

    She begs you earnestly not to go out of the house for a single moment all to day, until seven o'clock in the evening.

    آگلائه جدا از شما تقاضا کرد تمام روز غیبت نکنید ولو برای یک دقیقه هم شده است تا ساعت هفت

  • باحرارت

  • باشوق

  • ترجمه های کمتر

    • بدلگرمی
    • بطورجدی
    • بِجِدّ، مجدانه، جداً. حقیقةً. مؤکداً. لزوماً. سریعاً. با ابرام و با کوشش و جد و جهد.
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " earnestly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "earnestly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه