ترجمه "earning" به فارسی

دخل, عایدی, درآمد بهترین ترجمه های "earning" به فارسی هستند.

earning verb

Present participle of earn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخل

    noun
  • عایدی

    noun
  • درآمد

    noun

    Please drink this tea of your son's earning.

    PIease نوشیدن این چای از درآمد پسر خود را.

  • ترجمه های کمتر

    • در آمد – عایدی
    • درامد
    • مداخل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " earning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Earning
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسب در آمد

عباراتی شبیه به "earning" با ترجمه به فارسی

  • سرمایه تحصیل شده
  • درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
  • هنایلاس یاهدمآرد شرازگ
  • (بهره و سود و غیره) تعلق گرفتن · (بیس بال) امتیاز بدست آوردن (از گوی انداز) · (در اثر کوشش و سزاواری) تحصیل کردن · استحقاق داشتن · امرار معاش کردن · به دست آوردن (مزد و پاداش و غیره) · دخل کردن · درآمد داشتن · سود دادن · عاید کردن یا شدن · نایل شدن · کسب درآمد · کسب کردن
  • مدیریت ارزش کسب شده
  • سود انباشته
  • سرمایه ای کردن درآمدسود- انتقال سود انباشته به سرمایه
اضافه کردن

ترجمه های "earning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه