ترجمه "earthworm" به فارسی
کرم خاکی, خزنده, کرمشک بهترین ترجمه های "earthworm" به فارسی هستند.
earthworm
noun
دستور زبان
A worm that lives in the ground; a worm of Lumbricidae family, or, more generally, of Lumbricina suborder. [..]
-
کرم خاکی
nountube-shaped, segmented animal
he would hunt earthworms and torture insects in the garden.
خواهر زادهاش مشغول شکار کرم خاکی بود یا در باغچههای حیاط حشرات را شکنجه میداد.
-
خزنده
noun -
کرمشک
-
ترجمه های کمتر
- (جانورشناسی) کرم خاکی (انواع کرم های خاکزی به ویژه از جنس Lumbricus)
- krm khaky
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earthworm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Earthworm
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Earthworm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Earthworm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "earthworm"
عباراتی شبیه به "earthworm" با ترجمه به فارسی
-
كرمهاي خاكي · کمتاران
-
پرورش كرم خاكي · کرمپروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن