ترجمه "earthy" به فارسی
زمینی, خاکی, خاکسار بهترین ترجمه های "earthy" به فارسی هستند.
earthy
adjective
دستور زبان
Resembling dirt or soil (i.e. earth). [..]
-
زمینی
adjectiveThere was something vital and earthy and coarse about him that appealed to her.
در وجود پدر چیزی زمینی و حتی خشن وجود داشت که او را جذب میکرد.
-
خاکی
adjectivethe earthy scent that matched the dirt on the outside of the Tahoe. And wolf
بوی خاکی که با گلهای بیرون تاهو مطابقت داشت؛ و گرگ.
-
خاکسار
-
ترجمه های کمتر
- خاکسان
- ناسوت
- نافرهیخته
- زمخت
- مادی
- صمیمانه
- (قدیمی) دنیوی
- بی آلایش
- بی رودرواسی
- بی معرفت
- بی پیرایه
- خاک مانند
- ساده و بی ریا
- عاری از ادب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earthy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "earthy" با ترجمه به فارسی
-
افتادگی · بی آلایشی · خاکی بودن · سادگی · ناسوتی · واقع بینی
-
افتادگی · بی آلایشی · خاکی بودن · سادگی · ناسوتی · واقع بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن