ترجمه "earwig" به فارسی
گوشخیزک, (حشره شناسی) گوشخزک, گوش خیزک بهترین ترجمه های "earwig" به فارسی هستند.
earwig
verb
noun
دستور زبان
Any of various insects of the order Dermaptera that have elongated bodies, large membranous wings folded underneath short leathery forewings and a pair of large pincers protruding from the rear of the abdomen. [..]
-
گوشخیزک
'An earwig, Prue murmured, awestruck, 'in his milk. '
پرو با ترس و لرز گفته بود: یک گوشخیزک در شیرش.
-
(حشره شناسی) گوشخزک
-
گوش خیزک
nounHow Prue must have blamed herself for that earwig in the milk
حتماً پرو بابت آن گوش خیزک در شیر آقای رمیز خود را بسیار ملامت کرده بود!
-
گوشخزه (از راسته ی Dermaptera)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earwig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "earwig"
عباراتی شبیه به "earwig" با ترجمه به فارسی
-
درماپترا · پوستبالان · پوستبالیان · گوشخيزكها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن