ترجمه "effaceable" به فارسی

محوشدنی, پاک شدنی بهترین ترجمه های "effaceable" به فارسی هستند.

effaceable adjective دستور زبان

Capable of being effaced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محوشدنی

  • پاک شدنی

    In its friction against wealth something had come over it that could not be effaced.

    یعنی بر اثر تماس با ثروت چیزی بر آن نشسته بود که پاک شدنی نبود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effaceable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "effaceable" با ترجمه به فارسی

  • امحاء :محوکردن · محو · محوشدگی · پاک شدگی · پاک کردن
  • افتادگی · امحای خود · محو
  • (تصویر یا خاطره و غیره) محو کردن · (خود را) ناچشمگیر کردن · (خود را) کم پیدا کردن · ازبین بردن · خود را کنار کشیدن · زدودن · ستردن · پاک کردن
  • کم گو
اضافه کردن

ترجمه های "effaceable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه