ترجمه "effacement" به فارسی

محو, محوشدگی, امحاء :محوکردن بهترین ترجمه های "effacement" به فارسی هستند.

effacement noun دستور زبان

withdrawal in order to make oneself inconspicuous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محو

    noun

    This encounter occupied his mind for three days and then was effaced.

    این برخورد چند روز فکرش را به خود مشغول داشت و پس از آن از خاطرش محو شد.

  • محوشدگی

  • امحاء :محوکردن

  • ترجمه های کمتر

    • پاک شدگی
    • پاک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effacement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "effacement" با ترجمه به فارسی

  • محوشدنی · پاک شدنی
  • افتادگی · امحای خود · محو
  • (تصویر یا خاطره و غیره) محو کردن · (خود را) ناچشمگیر کردن · (خود را) کم پیدا کردن · ازبین بردن · خود را کنار کشیدن · زدودن · ستردن · پاک کردن
  • کم گو
اضافه کردن

ترجمه های "effacement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه