ترجمه "emirate" به فارسی
امارات, امیرنشین, شیخنشین بهترین ترجمه های "emirate" به فارسی هستند.
emirate
noun
دستور زبان
A country ruled by an emir. [..]
-
امارات
country ruled by an emir
You gonna tell me about your dealings with First Emirates Bank here in Abu Dhabi?
با نخست امارات بانک در ابوظبي بهم بگي
-
امیرنشین
political territory that is ruled by a dynastic Muslim monarch styled emir
-
شیخنشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emirate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emirate" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمایی امارات
-
(از ریشه ی فارسی : میر) · (در برخی کشورهای اسلامی) سلطان · امیر · حکمران · عنوان حکمروایان فاطمی در مصر
-
استادیوم امارات
-
امارات عربی متحده · امارات متحده عربی · امارات متحدهٔ عربی
-
امارات متحده عربی
-
امیر کوستوریتسا
-
امارات عربی متحده · امارات متحده عربی · امارات متحدهٔ عربی
-
(از ریشه ی فارسی : میر) · (در برخی کشورهای اسلامی) سلطان · امیر · حکمران · عنوان حکمروایان فاطمی در مصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن