ترجمه "enabled" به فارسی

فعال, توانا بهترین ترجمه های "enabled" به فارسی هستند.

enabled adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of enable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعال

    There's nothing to indicate that the microphone is enabled.

    هیچ چیزی اعلام نمی کند که میکروفن فعال شده است.

  • توانا

    adjective

    They enable their teachers to make innovations in pedagogy.

    آنها معلمانشان را در ایجاد نوآوری و خلاقیت در فرایند تربیت، توانا کرده اند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enabled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enabled" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "enabled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه