ترجمه "enactor" به فارسی
برقرارکننده, مقرردارنده, واضع بهترین ترجمه های "enactor" به فارسی هستند.
enactor
noun
دستور زبان
One who enacts. [..]
-
برقرارکننده
-
مقرردارنده
-
واضع
-
نمایش دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enactor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن