ترجمه "enaction" به فارسی
برقراری, تاسیس, مقررات بهترین ترجمه های "enaction" به فارسی هستند.
enaction
noun
دستور زبان
The process of enacting something.
-
برقراری
-
تاسیس
-
مقررات
-
ترجمه های کمتر
- حکم
- وضع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enaction" با ترجمه به فارسی
-
(دارای اختیار تصویب کردن) تصویب کننده · در حال تصویب · رواگانگر
-
(در نمایش و غیره) بازی کردن · (لایحه و غیره) وضع کردن · (مجازی - نقش یا صحنه) اجرا کردن · ایفا کردن · به صورت قانون درآوردن · تصویب کردن · رواگاندن · وضع كردن
-
(آنچه که وضع یا تصویب شده است) قانون · اجرا · بازی · تصویب · رواگان · رواگانی · لایحه · مصوبه · وضع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن