ترجمه "enchained" به فارسی
زنجیره ای ترجمه "enchained" به فارسی است.
enchained
adjective
verb
Simple past of enchain. [..]
-
زنجیره ای
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enchained " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enchained" با ترجمه به فارسی
-
(با زنجیر) بستن · زنجیر کردن · زنجیره کردن · زنجیروار وصل کردن · فریفته کردن · مجذوب کردن · محکم نگاه داشتن · گرفتار کردن · گیرانداختن
-
تسلسل · زنجیرکردگی · عمل زنجیرکردن · پیوستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن