ترجمه "enchanter" به فارسی

افسونگر, ساحر, افسون گر بهترین ترجمه های "enchanter" به فارسی هستند.

enchanter noun دستور زبان

One who enchants. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسونگر

    noun

    but the health of our Sovereign, that good, enchanting, and great man!

    بلکه به سلامتی امپراطور، مرد مهربان و افسونگر بزرگ!

  • ساحر

    noun

    I implore of thee that on my part thou entreat that sage enchanter who takes charge of my interests

    استدعا میکنم از جانب من از ساحر دانایی که مأمور حسن جریان امور من است خواهش کن

  • افسون گر

    And this enchanter of whom you speak, he has seen the Grail?

    و اين افسون گر كه ازش مي گي جام مقدس رو ديده ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enchanter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enchanter" با ترجمه به فارسی

  • سحر شدگی · مجذوب، شوریده
  • (با زیبایی یا سخن و غیره) مسحور کردن · ازخود بی خود کردن · اغفال کردن · افسون کردن · جادو کردن · سحر کردن · شیدا کردن · طلسم کردن · فریب خوردن · فریفتن · فریفته کردن · مجذوب کردن · محظوظ کردن · مسحور شدن · مشعوف کردن · واله کردن · گول زدن
  • افسون · افسونگری · بلاگردان · بُهت · تمتع · جادو · حظ · خلسه · دلربایی · زیبایی · سحر · سحرکردن · شور و شعف · شیدایی · طلسم · طلسم سازی · فریبندگی · فریفتگی · مهره ی چشم بد (و غیره) · نشئه · ورد · پریسایی
  • افسونگر · جادوکننده · دل انگیز · دلربا · سحر آمیز · شیداگر · فریبا · مجذوب کننده · مسحورکننده
  • افسونگر · جادوکننده · دل انگیز · دلربا · سحر آمیز · شیداگر · فریبا · مجذوب کننده · مسحورکننده
  • افسونگر · جادوکننده · دل انگیز · دلربا · سحر آمیز · شیداگر · فریبا · مجذوب کننده · مسحورکننده
  • افسونگر · جادوکننده · دل انگیز · دلربا · سحر آمیز · شیداگر · فریبا · مجذوب کننده · مسحورکننده
اضافه کردن

ترجمه های "enchanter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه