ترجمه "entrant" به فارسی

تازه وارد, مبتدی, (امتحان یا مسابقه و غیره) شرکت کننده بهترین ترجمه های "entrant" به فارسی هستند.

entrant noun دستور زبان

participant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه وارد

    noun
  • مبتدی

    noun
  • (امتحان یا مسابقه و غیره) شرکت کننده

  • ترجمه های کمتر

    • تازه کار (در)
    • جدید الورود
    • درون رو
    • وارد شونده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "entrant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "entrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه