ترجمه "entreaty" به فارسی

التماس, تمنا, لابه بهترین ترجمه های "entreaty" به فارسی هستند.

entreaty noun دستور زبان

The act of entreating or beseeching; urgent prayer; earnest petition; pressing solicitation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • التماس

    noun

    She leaned toward him, entreaty in her eyes,

    روت به طرف مارتین خم شد التماس از چشمانش میبارید ،

  • تمنا

    He spoke in the tone of entreaty and reproach that a carpenter uses to a gentleman who has picked up an ax:

    افسر با همان آهنگ تمنا و در عین حال ملامت باری سخن میگفت که نجاری به آقازادهای که تیشه او را به دست میگیرد

  • لابه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • استدعا
    • یوبه
    • یوزه
    • بیش خواهش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entreaty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "entreaty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه