ترجمه "entrap" به فارسی
به دام انداختن, گیرانداختن, (با وعده یا فریب و غیره) گرفتار کردن بهترین ترجمه های "entrap" به فارسی هستند.
entrap
verb
دستور زبان
(transitive) To catch something in a trap or snare. [..]
-
به دام انداختن
verbMany of them are there, not to listen and learn, but to find fault and try to entrap him.
آنان نه برای یادگیری، بلکه برای ایرادگیری و به دام انداختن عیسی گرد او جمع میشوند.
-
گیرانداختن
-
(با وعده یا فریب و غیره) گرفتار کردن
-
ترجمه های کمتر
- (ماده یا دود و غیره) حبس کردن
- اغفال کردن
- به تله انداختن
- به دام افتادن
- تله انداختن
- محدود ساختن
- گیر انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن