ترجمه "enucleation" به فارسی
کاملدرآوری, توضیح, روشن سازی بهترین ترجمه های "enucleation" به فارسی هستند.
enucleation
noun
دستور زبان
(surgery) The surgical removal of an intact organ, especially of the eye and of cysts and tumors. [..]
-
کاملدرآوری
-
توضیح
-
روشن سازی
-
ترجمه های کمتر
- مغزبیرون اوری
- هسته دراوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enucleation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enucleation" با ترجمه به فارسی
-
(جراحی - غده ودژپیه و غیره را از کیسه یا پوشش خود بیرون آوردن) هسته بری کردن · (زیست شناسی) هسته ی سلول را درآوردن · (قدیمی) شرح دادن · بی هسته کردن · روشن کردن · واضح کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن