ترجمه "enumerate" به فارسی
شمردن, برشمردن, فهرست وار گفتن بهترین ترجمه های "enumerate" به فارسی هستند.
enumerate
verb
دستور زبان
To specify each member of a sequence individually in incrementing order. [..]
-
شمردن
Verb verbIt is impossible to describe what Morrel suffered during this enumeration
حالت یبچاره مورل را در اثنای این شمردن سندها ممتنع است که بتواند به بیان آورد
-
برشمردن
verb -
فهرست وار گفتن
-
یک به یک ذکر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enumerate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enumerate" با ترجمه به فارسی
-
تعیین شماره · ریزگویی · شمار · شمارش · صورت · کنت · یک یک شماری
-
زبان شمارشپذیر بازگشتی
-
ناحیه سرشماری استاندارد
-
قابل شمارش
-
شمارنده · صورت دهنده · یکایک گوینده
-
تعیین شماره · ریزگویی · شمار · شمارش · صورت · کنت · یک یک شماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن