ترجمه "everywhere" به فارسی
همهجا, هرجا, به همه جا بهترین ترجمه های "everywhere" به فارسی هستند.
everywhere
adverb
دستور زبان
(colloquial) In or to a few or more locations. [..]
-
همهجا
at all places
For forty eight hours the widow hunted for him everywhere in great distress.
چهل و هشت ساعت تمام، بیوهزن با ناراحتی زیاد همهجا را دنبال او گشت.
-
هرجا
I've been seeing that guy everywhere I go.
واسه اين چند هفته اخير ، هرجا مي رم اون مرده رو مي بينم.
-
به همه جا
Logic will get you from A to B. Imagination will take you everywhere.
منطق تو را از الف به ب خواهد برد. خیال تو را به همه جا خواهد برد.
-
ترجمه های کمتر
- در همه جا
- همه جا
- گله به گله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " everywhere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن