ترجمه "eviction" به فارسی

اخراج, بازستانی, استرداد بهترین ترجمه های "eviction" به فارسی هستند.

eviction noun دستور زبان

The act of evicting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun

    All those in your house shall be evicted from your lands.

    تمامی افراد خانه ات از سرزمینت اخراج میشن

  • بازستانی

  • استرداد

  • خلع ید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eviction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eviction" با ترجمه به فارسی

  • اخراج
  • (از خانه و غیره) بلند کردن · (از طریق دادگاه یا به خاطر حق قانونی) باز پس گرفتن · (دوباره) به تصرف درآوردن · اخراج کردن · بیرون راندن · بیرون کردن (به ویژه مستاجر را) · خلع ید کردن · فیصله دادن · مسترد داشتن
  • (از خانه و غیره) بلند کردن · (از طریق دادگاه یا به خاطر حق قانونی) باز پس گرفتن · (دوباره) به تصرف درآوردن · اخراج کردن · بیرون راندن · بیرون کردن (به ویژه مستاجر را) · خلع ید کردن · فیصله دادن · مسترد داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "eviction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه