ترجمه "executed" به فارسی
بخشیده شده, اجرا شده بهترین ترجمه های "executed" به فارسی هستند.
executed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of execute. [..]
-
بخشیده شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " executed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Executed
-
اجرا شده
Because your operation was poorly conceived and executed worse.
چون ماموریتِ شما خیلی ضعیف طراحی ، و خیلی بدتر اجرا شد.
عباراتی شبیه به "executed" با ترجمه به فارسی
-
معاون رئیس دفتر
-
مدیران اجرایی- مدیران ارشد
-
هیات مدیران اجرائی کاربر
-
ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا
-
مدت واقعی اجراء
-
رئیس کل-رئیس اجرایی-دبیر کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن