ترجمه "executed" به فارسی

بخشیده شده, اجرا شده بهترین ترجمه های "executed" به فارسی هستند.

executed adjective verb

Simple past tense and past participle of execute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخشیده شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " executed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Executed
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجرا شده

    Because your operation was poorly conceived and executed worse.

    چون ماموریتِ شما خیلی ضعیف طراحی ، و خیلی بدتر اجرا شد.

عباراتی شبیه به "executed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "executed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه