ترجمه "exigible" به فارسی

ستاندنی, دریافت کردنی, قابل ادعا یا گرفتن بهترین ترجمه های "exigible" به فارسی هستند.

exigible adjective

That may be exacted; demandable; requirable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاندنی

  • دریافت کردنی

  • قابل ادعا یا گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • قابل مطالبه
    • مطالبه کردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exigible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exigible" با ترجمه به فارسی

  • حیاتی · سختگیر · فوری و فوتی · مصر · مو از ماست کش · ناگهانی · پرتوقع · گریان
  • اقتضا · تقاضا · ضرورت · موقع تنگ
  • (exigence هم می نویسند) · ابرروالی · احتیاجات حیاتی · التزام · الزامات اساسی · اورژانس · حالت فوق العاده · حیاتی و مماتی بودن · ضرورت · لزوم · ناگه آمد · ناگه آیند (ی) · وضع اضطراری
اضافه کردن

ترجمه های "exigible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه