ترجمه "exigency" به فارسی

ضرورت, اورژانس, لزوم بهترین ترجمه های "exigency" به فارسی هستند.

exigency noun دستور زبان

The demands or requirements of a situation (usually plural.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضرورت

    noun

    The troops who had been bivouacking there had departed for the exigencies of combat.

    دستههای سپاهی که آنجا اردوگاه موقت برپا کرده بودند برای ضرورت رزم بیرون رفته بودند.

  • اورژانس

    noun
  • لزوم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • التزام
    • ابرروالی
    • (exigence هم می نویسند)
    • احتیاجات حیاتی
    • الزامات اساسی
    • حالت فوق العاده
    • حیاتی و مماتی بودن
    • ناگه آمد
    • ناگه آیند (ی)
    • وضع اضطراری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exigency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exigency" با ترجمه به فارسی

  • حیاتی · سختگیر · فوری و فوتی · مصر · مو از ماست کش · ناگهانی · پرتوقع · گریان
  • اقتضا · تقاضا · ضرورت · موقع تنگ
  • دریافت کردنی · ستاندنی · قابل ادعا یا گرفتن · قابل مطالبه · مطالبه کردنی
اضافه کردن

ترجمه های "exigency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه