ترجمه "exhortative" به فارسی
اندرزی, ترغیبی, نصیحت امیز بهترین ترجمه های "exhortative" به فارسی هستند.
exhortative
adjective
noun
دستور زبان
(comparable) Appearing to exhort; in an urging manner. [..]
-
اندرزی
What exhortation should we take to heart?
چه اندرزی را همیشه میباید آویزهٔ گوش خود داشته باشیم؟
-
ترغیبی
-
نصیحت امیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exhortative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exhortative" با ترجمه به فارسی
-
(با پند یا هشدار) آگاهاندن · ایزانیدن · برحذر کردن یا داشتن · تشویق و ترغیب کردن · نصحیت کردن · نصیحت کردن · پرهیزاندن
-
اندرز (دهی) · ایزانش · تحریک · تشویق · تکلیف کردن · سفارش · نصحیت · نصیحت · هشدار · وعظ · پرهیزاندن · پند
-
(با پند یا هشدار) آگاهاندن · ایزانیدن · برحذر کردن یا داشتن · تشویق و ترغیب کردن · نصحیت کردن · نصیحت کردن · پرهیزاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن