ترجمه "exhumation" به فارسی

نبش قبر, ازخاک دراوری بهترین ترجمه های "exhumation" به فارسی هستند.

exhumation noun دستور زبان

The act of digging up that which has been buried. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نبش قبر

    noun

    That should give us more than enough time to exhume the body.

    اينطوري بيشتر از حد نياز وقت داريم که نبش قبر کنيم

  • ازخاک دراوری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exhumation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exhumation" با ترجمه به فارسی

  • آشکار کردن · احیا کردن · از گور درآوردن · عیان کردن · نبش قبر کردن · نمایان کردن · گور به گور کردن · گورشکافی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "exhumation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه