ترجمه "existential" به فارسی
وجودی, هستشی, هستیانه بهترین ترجمه های "existential" به فارسی هستند.
existential
adjective
دستور زبان
Of, or relating to existence. [..]
-
وجودی
adjectiveAnd I watched so many existential crises unfold in front of me.
و می دیدم که چه بحران های فلسفی وجودی در برابر من رخ می داد.
-
هستشی
-
هستیانه
-
ترجمه های کمتر
- وجودگرایانه
- (فلسفه) وابسته به هستی گرایی
- (منطق) بر مبنای واقعیت
- بیانگر هستی
- هستی گرایانه
- وابسته به هستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " existential " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "existential" با ترجمه به فارسی
-
سور وجودی
-
(فلسفه) هستی گرایی · اگزیستانسیالیسم · مکتب اگزیستانسیالیسم · هستیگرایی · وجود گرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن