ترجمه "experiential" به فارسی
تجربی, آروینی, تجربتی بهترین ترجمه های "experiential" به فارسی هستند.
experiential
adjective
دستور زبان
Of, related to, encountered in, or derived from experience. [..]
-
تجربی
adjectiveIt still didn't have the raw experiential power of pure music for me.
هنوز اون قدرت تجربی و زندهی موسیقی خالص رو برام نداشت.
-
آروینی
-
تجربتی
-
علمی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " experiential " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "experiential" با ترجمه به فارسی
-
ازروی تجربه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن