ترجمه "expressionless" به فارسی

بی حالت, ناگویا, نارسا بهترین ترجمه های "expressionless" به فارسی هستند.

expressionless adjective دستور زبان

without expression [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی حالت

    adjective

    He met my gaze, his face expressionless.

    جا سپر نگاه مرا ملاقات کرد، چهرهاش بی حالت بود.

  • ناگویا

  • نارسا

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی احساس
    • پوست کلفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expressionless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "expressionless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه