ترجمه "eyebrow" به فارسی
ابرو, برو, پیشانی بهترین ترجمه های "eyebrow" به فارسی هستند.
(construction) A dormer, usually of small size, whose roof line over the upright face is typically an arched curve, turning into a reverse curve to meet the horizontal line at either end. [..]
-
ابرو
nounhair that grows over the bone ridge above the eye socket [..]
I turned slowly to stare at him, raising my eyebrows.
من آهسته برگشتم و بهش خیره شدم و از تعجب ابروها مو بالا دادم.
-
برو
hair that grows over the bone ridge above the eye socket
Did you pluck your eyebrows before you came here so they'd be perfect just like that?
قبل از اينکه بيييد اينجا ابروئهاتون رو کشيديد تا اينطوري کامل باشن ؟
-
پیشانی
nounMost of the Drogheda dogs were kelpies, coated in rich brownish tan with creamy paws, chests and eyebrows
بیشتر سگهای درویدا از نژاد اروپایی بودند که پشمهای انبوه قهوه ای سوخته و پنجهها و سینه و پیشانی کرم داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- (کالبد شناسی) استخوان ابرو
- استخوان بالای چشم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eyebrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A village in Saskatchewan, Canada.
"Eyebrow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eyebrow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "eyebrow"
عباراتی شبیه به "eyebrow" با ترجمه به فارسی
-
ابرو
-
ابرو کمون