ترجمه "factitious" به فارسی

تصنعی, غیرواقعی, ناراستین بهترین ترجمه های "factitious" به فارسی هستند.

factitious adjective دستور زبان

Created by humans, artificial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصنعی

    a factitious making rare of the person to enhance its strangeness in its own estimation.

    یک حالت تصنعی که شگفتیهای خود را در قضاوت خویشتن و تخمین خویش را در سلیقه خود محسوس میسازد.

  • غیرواقعی

  • ناراستین

  • ترجمه های کمتر

    • کاذب
    • دروغین
    • ساختگی
    • مصنوعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " factitious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "factitious" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "factitious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه