ترجمه "factionist" به فارسی
عضوحزب, اهل فساد, عضودسته بندی بهترین ترجمه های "factionist" به فارسی هستند.
factionist
noun
دستور زبان
One who promotes strife or discord.
-
عضوحزب
-
اهل فساد
-
عضودسته بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " factionist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن