ترجمه "factionalize" به فارسی
باند بازی کردن, به گروه (های مخالف هم) تقسیم کردن, چند دستگی ایجاد کردن بهترین ترجمه های "factionalize" به فارسی هستند.
factionalize
verb
دستور زبان
To split into factions [..]
-
باند بازی کردن
-
به گروه (های مخالف هم) تقسیم کردن
-
چند دستگی ایجاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " factionalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "factionalize" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) داستان استوار بر واقعیات (در برابر : داستان استوار بر تخیلات : fiction) · (در پارلمان یا حزب و غیره) دسته · (نادر) دسته بندی · اطاق کوچک · باند · بخش · تفرقه · جناح · حزب · دار و دسته · دسته مذهبی · دسته کشی · دسیسه و توطئه · دو دستگی · روایت · فراکسیون · فرقه · مسلک · مکتب فلسفی · نفاق · چند دستگی
-
باند بازی · دسته گرایی · دو دستگی · نزاع · نفاق · وابستگی به دسته ی خاص (در حزب یا پارلمان و غیره) · چند دستگی
-
حزب کمونیست مالایا
-
حزبی · دسته ای · مبنی بردسته بندی یاتوطئه
-
دستهبندی سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن