ترجمه "fathomless" به فارسی

عمیق, (آنقدر ژرف که اندازه گیری آن میسر نباشد) ژرف, بی ته بهترین ترجمه های "fathomless" به فارسی هستند.

fathomless adjective

Very deep (especially of water deeper than a lead line can measure); bottomless [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمیق

    adjective

    Standing in iron hoops nailed to the mast, they swayed and swung over a fathomless sea;

    آن سه تن روی قلابهای آهنی که به دکل میخکوب شده بود ایستاده بالای دریای عمیق تاب میخوردند و پس و پیش میشدند

  • (آنقدر ژرف که اندازه گیری آن میسر نباشد) ژرف

  • بی ته

  • ترجمه های کمتر

    • درک نکردنی
    • سردر نیاوردنی
    • فهم ناپذیر
    • همایش ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fathomless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fathomless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه