ترجمه "fathomable" به فارسی
فهمیدنی, پیمودنی, قابل پیمایش بهترین ترجمه های "fathomable" به فارسی هستند.
fathomable
adjective
دستور زبان
able to be to fathomed [..]
-
فهمیدنی
-
پیمودنی
-
قابل پیمایش
-
ترجمه های کمتر
- پی بردنی
- پیمایش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fathomable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fathomable" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
-
(معمولا با : out) درک کردن · (یکان سنجش هیزم که مقطع آن 6 پای مکعب باشد) بغل · (یکان سنجش ژرفای آب برابر با 6 پا یا 28/1 متر) فاتوم · بسته ی هیزم · به کنه چیزی پی بردن · دریافتن · سردرآوردن از · فاتوم · قولاج · مسبار · مسبار کردن · ژرف سنجی کردن · ژرفایابی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن