ترجمه "fatherly" به فارسی
پدرانه, پدری, مهربان بهترین ترجمه های "fatherly" به فارسی هستند.
fatherly
adjective
دستور زبان
Characteristic of what is considered the ideal behaviour pertaining to fatherhood. [..]
-
پدرانه
adjectiveWith Verona he sounded fatherly again, and firm.
بار دیگر لحن سخن گفتنش با ورونا پدرانه و محکم شد.
-
پدری
Crouch's fatherly affection stretched just far enough to give his son a trial, and by all accounts
عشق پدری کراوچ فقط باعث شد که پسرشو بدون محاکمه محکوم نکنه.
-
مهربان
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مهربانانه
- (قدیمی) به جای پدر
- به عنوان پدر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatherly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fatherly" با ترجمه به فارسی
-
پدری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن