ترجمه "fawn" به فارسی
آهوبره, گوزن, گودر بهترین ترجمه های "fawn" به فارسی هستند.
fawn
adjective
verb
noun
دستور زبان
A young deer. [..]
-
آهوبره
young deer
-
گوزن
noun -
گودر
nounyoung deer
-
ترجمه های کمتر
- تملق گفتن
- حنایی
- رشا
- سمند
- کرسیدن
- (آهو) بچه زاییدن
- (به نشانه شادی یا علاقه) دم جنباندن
- (در مورد سگ) دم تکان دادن و لیسیدن
- (رنگ) قهوه ای مایل به زرد
- بادمجان دور قاب چیدن
- بچه آهو (کمتر از یک ساله)
- بچه گوزن
- دست بوسی کردن
- مداهنه کردن
- پست بودن
- پلواس کردن
- چاپلوسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fawn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fawn"
عباراتی شبیه به "fawn" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به dogtooth violet
-
تملق · تملق آمیز · دم لابه · سبزی پاک کن · سبزی پاک کنی · فرمانبردار · مداهنه · مداهنه کننده · چاپلوس
-
سار طوقی سینهزرد حنایی
-
بچهآهوها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن