ترجمه "fax" به فارسی
دورنگار, فاکس, دورنگاریدن بهترین ترجمه های "fax" به فارسی هستند.
(obsolete) The hair of the head. [..]
-
دورنگار
noundocument transmitted by telephone [..]
What's the number of the fax machine in this hotel?
شماره دورنگار آن هتل چیست؟
-
فاکس
noundocument transmitted by telephone [..]
You need to get a fax to turn left?
بايد بهت فاکس بزنم که بري به چپ ؟
-
دورنگاریدن
verbsend document [..]
-
ترجمه های کمتر
- فکس کردن
- نمابر
- دورنویس
- فاکسی
- (مخفف facsimile) (فرستادن و نگاشته شدن خود به خود مطلب و عکس از طریق الکترونیکی) فاکس
- از راه فاکس
- دستگاه فاکس (fax machine هم می گویند)
- فاکس کردن
- مطلب فاکس شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fax " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نمابر
If you could fax me a letter of introduction, I would really appreciate it.'
اگر معرفی نامهای را با نمابر برایم ارسال کنی، واقعا ممنون میشوم
Facsimile. [..]
"FAX" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FAX در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fax" با ترجمه به فارسی
-
)مسا( سکف
-
ندرک سکف
-
تبدیل پست تصویری فاکس
-
فاکس ها
-
لیست تصویری