ترجمه "fawningly" به فارسی
چاپلوسانه, متملقانه, ازروی سبزی پاک کنی بهترین ترجمه های "fawningly" به فارسی هستند.
fawningly
adverb
دستور زبان
In a fawning manner. [..]
-
چاپلوسانه
nudging with his elbow in a friendly and offhand way that Dolokhov whom others treated so fawningly.
دوستانه و بیاعتنا به پهلوی همان دالوخوف که دیگران با وی بسیار محترمانه و چاپلوسانه رفتار میکردند آرنجی زد.
-
متملقانه
-
ازروی سبزی پاک کنی
-
مداهنه کنان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fawningly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن