ترجمه "fid" به فارسی

(کشتی) میله ی فلزی یا چوبی که برای در جا داری و محکم سازی شاه تیر به کار می رود, بخش شده [palmatifid], پسوند: سوا شده بهترین ترجمه های "fid" به فارسی هستند.

fid verb noun دستور زبان

(nautical) A pointed tool without any sharp edges, used in weaving or knotwork to tighten and form up weaves or complex knots; used in sailing ships to open the strands of a rope before splicing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کشتی) میله ی فلزی یا چوبی که برای در جا داری و محکم سازی شاه تیر به کار می رود

  • بخش شده [palmatifid]

  • پسوند: سوا شده

  • چوب سرتیزی که با آن رشته های طناب را از هم سوا می کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

FID
+ اضافه کردن

"FID" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FID در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fid"

اضافه کردن

ترجمه های "fid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه