ترجمه "files" به فارسی

آرشیو ترجمه "files" به فارسی است.

files verb noun

Plural form of file. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرشیو

    noun

    about the advantages of purchasing his files of photographic plates

    بسیار مفید است که شهرداری آرشیو آن نگاتیوها را یکجا خریداری کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " files " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "files" با ترجمه به فارسی

  • فایل دستگاهی
  • صفت پرونده
  • بایگانی جاری
  • فایل اشتراک Edge
  • همانتساوخرد نادرک رپ
  • ایجاد پرونده بعنوان خروجی چاپ
  • (امریکا) نام خود را در فهرست نامزدهای انتخاباتی ثبت کردن · (انگلیس - خودمانی) آدم بد جنس و زرنگ · (در آشپزی کرئول ها Creoles) گرد برگ گیاه ساسافراس · (در خواست یا شکایت و غیره) به ثبت رساندن · (رسما و معمولا با دریافت رسید) تسلیم کردن · (رسما) اعلام نامزدی انتخاباتی کردن · (روزنامه و رادیو و بنگاه های خبرگزاری و غیره) خبر فرستادن · (شطرنج) ستون 0 · (قدیمی) آلوده کردن · (مجازی) سابقه · (کامپیوتر) فایل · file · آهن سای · با سوهان صاف کردن یا بریدن · با صف حرکت کردن · بایگانی · بایگانی کردن · به صف شدن · تنظیم کردن (معمولا برحسب تاریخ و موضوع) · خط · دادخواست دادن · دوسیه · رج · ردیف · رندیدن · ساییدن · سوهان · سوهان زدن · صف · فایل · فهرست · قطار · قفسه (یا کشو یا محل نگهداری) پرونده ها · محرق · مصقل · ملوث کردن · نجس کردن · پرونجا · پرونده · پرونده بایگانی، پرونده · پرونده دان · پرونده کردن (اوراق و مدارک و غیره) · پوشه · کلاسور · گزارش (خبری) دادن · یک ردیف
اضافه کردن

ترجمه های "files" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه