ترجمه "fingering" به فارسی

انگل کردن, (موسیقی) نواختن ساز زهی با انگشت, انگشت زنی بهترین ترجمه های "fingering" به فارسی هستند.

fingering noun verb دستور زبان

(uncountable) The act of using one's fingers in the playing of a musical instrument. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگل کردن

    sexual act

  • (موسیقی) نواختن ساز زهی با انگشت

  • انگشت زنی

  • ترجمه های کمتر

    • انگشت کاری
    • انگولک
    • دستمالی
    • لمس با انگشتان
    • متن موسیقی حاوی دستور و راهنمایی نواختن با انگشت
    • نحوه ی نواختن با انگشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fingering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fingering"

عباراتی شبیه به "fingering" با ترجمه به فارسی

  • انگشت انگشتر · انگشت حلقه · انگشت دوم
  • انگشت کوچک · انگشت کوچک (دست) · کلیک
  • (تاس و لگن دستشویی) تاس (برای شستن انگشتان سر میز خوراک)
  • (خوراکی که باید با انگشت خورد مانند مزه ی برخی مشروب ها یا مرغ سرخ کرده) خوراک انگشتی · Fingerfood · با دست خوردنی · گزک
  • کسی که چیزها از دستش میافتد
  • (معمولا باهایفن) دارای انگشت (به تعداد یا نوع بخصوص) · (گیاه شناسی) انگشتی · انگشت دار · انگشت سان
  • انگشت
  • (خودمانی) تمایل به چیز بلند کردن · دزدی · دله دزدی
اضافه کردن

ترجمه های "fingering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه